تبلیغات
لاک پشت های نینجا 2012 - داستان رفقای فاضلابی (قسمت سوم)
 
لاک پشت های نینجا 2012
cowabonga
درباره وبلاگ


سلام من نگینم 15 سالمه عاشق کارتونو و انیمیشن اگه خبر جدیدی از انیمیشنای جدید داشتین بهم بگین اینم از این اووووه تموم شد در ضمن زود زود سر بزنین هر روز یه اپ جدید می کنم لذت ببرین از وبم نظر بدین به دلم

مدیر وبلاگ : نگین :
نظرسنجی
از کدوم شخصیت لاک پشتی خوشتون میاد؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 

دریافت کد آپلود سنتر

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
ابزار پرش به بالا
سه شنبه 19 شهریور 1392 :: نویسنده : نگین :
اینم از قسمت سوم
_ میگم چرا آوردیمشون اینجا؟
_ آآآآه.مایکی من چند بار بهت بگم نمیدونم.چرا از من میپرسی احمق؟؟؟
_
_ بچه ها لطفا ساکت شین.اونا خوابیدنا.(لئو)
_ تو دخالت نکن فرمانده.
_ من دخالت نمیکنم.تو به فکره این دوتا بیچاره ها نیستی؟؟(لئو)(با من بود که گفت بیچاره؟؟)
-خفههههههههه!!!!!(چه عصبانیالله!!)
_
_
_

_ یه ساعت دارین ورور میکنین.نمیذارین من تمرکزم رو بکنم و درمانشون کنم این بیچاره ها رو!!!(جاااااان؟؟؟تو هم به من گفتی بیچاره؟؟نشونت میدم.)
_

_

_

_ آخ...
_ شنیدین؟؟؟
_ آره.داره بیدار میشه.ایول!
_ اما پسره که خوابالو!ای گندش بزنه!(هه هه.آفرین راف.به داداشم گفتی گند.ولی من لئو رو دوست دارم.سمتت نمیام)
_ چه خبره؟؟؟کیا دارن حرف میزنن؟؟؟
_ سلام خوشگله!
_ ها؟.....آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ!!!!!
_ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآههههه!!!!!خدا مرگم بده!!خواهش میکنم،خواهش میکنم جیغ نزن.منو ترسوندی!

_ اَاَاَاَه!خفه شین دیگه میخوام بخوابم!......خر پووووووففففف!خررر پووووف!!
_

_

_

_

_
(همه باهم!!هماهنگیتون تو روده ام)
_ رون!رون!بیدار شو!!ماها در خطریم
_ ترجیح میدم بمیرم ولی بیدار نشم.
_ منم ترجیح میدم نخوابم ولی خودم رو نجات بدم!
_ خدایا حنجره اش رو پاره کن!!
_ الهی آمین.
_ آمین یا رب العالمین!!خیلی ممنون که طرفم رو گرفتین آقا.
_ خواهش میشود
بقیه همینجور مات و مهبوت نگاه میکردن!!
رون دوباره خوابید
تا اینکه یه دفعه رون بیدار شد و با وحشت به مایکی زل زد.
_ چرا به من زل میزنی؟؟آدم نکشتم که!
رون چیزی نگفت و با وحشت پرید و جلوی لئو چند بار زانو زد و بلند شد.زانو زد و بلند شد.
_ آقا ما رو نخورین!
بهتون خدمت میکنیم!!جانه عزیزت!!ارواحه رفتگانت منو نخورین!!ما تازه اوله جوونیمه،اوله زندگیمه،ما رو نخورین!!!
 بقیه داشتن با تعجب نیگا میکردن تا این که راف ادای بدجنسا رو در آورد و گفت.
- به یه شرط!!!یو هاهاهاهاها!!!
-هر..... شرطی قبوله.... ق.....قربان!!
-اون اینکه....
_ رررااااافف!!!!نترس رفیق.ماها باهاتون کاری نداریم.ماها....
(به راف اشاره کرد)
_ پس چرا اون بهمون میگه ما رو میخورین!!
_ اَاَاَاَه محضه رضای خدا!!سره راهه من برو کنار لئو!!ببین کله پوک!!ماها نه کسی رو میخوریم نه کاری باهاش داریم.در ضمن من داشتم شوخی میکردم!چقدر بی جنبه ای!!ماها لاک پشتای نینجاییم!!
_ لاکپشتای جهش یافته ی غول پیکره نینجا!!
یهو همه با دستشون محکم زدن رو پیشونیشون!
_ الله!خودمون میدونیم مایکی!
_ خدایا این مایکی رو بکش!
_ امییییییییییین!
_ خدا نکنه!
_ من میگم خدا بکشش اون وقت تو میگی خدا نکنه؟؟
_ !ببخشید که خودمون رو معرفی نکردیم.من لئوناردو هستم.اینا برادرام،رافائل وداناتلو و...
_ و مایکل آنجلو!!لقبمون لئو،رافی،دانی،مایکی!
_ آدم حرفه برادره بزرگش رو قطع نمیکنه ابله!!
_ ابله اونیه که جلومه و به یه لاک پشت گفت آدم!
_

_ خب اسمه من اِلاست.اینم برادره کوچکم رونالد.
_ مخلصیم.
_ اِلا؟چه اسمه قشنگی!
_ ممنون.اسمه تو هم قشنگه لئو!
_
_ عشق بازیتون تموم شد؟؟
_ ببخشید!
_ ببخشید!




خب 140 تا نظر بدید ببینیم چی میشه
راستی لئو من یه جزئیاتی رو خودم درست کردم یا تغییر دادم اشکال که نداره؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:42 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.

Look advanced to far added agreeable from you! By the way, how could we communicate?
جمعه 30 تیر 1396 08:22 ب.ظ
Hi mates, how is everything, and what you would like to
say on the topic of this article, in my view its actually remarkable in support of me.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:16 ب.ظ
I like the valuable info you provide to your articles.
I'll bookmark your blog and take a look at again here regularly.

I'm rather certain I will be informed many new stuff right
here! Good luck for the following!
شنبه 11 مرداد 1393 02:48 ب.ظ
پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:15 ب.ظ
اومدی؟
پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:07 ب.ظ
بزار بیام بریم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:04 ب.ظ
میای بریم پست بیوگرافی نظرارو کامل کنیم؟؟
پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:02 ب.ظ
متاسفانه زرد خونده نمیشه وگرنه میزاشتم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:01 ب.ظ
یه چیزی بهتر نیست اپریل زرد باشه بیشتر بهش میاد:ا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:59 ب.ظ
اها درستش کردم ممنون:)
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:58 ب.ظ
خب مثلا چرا بعضی وقتا ما به جای من از ما استفاده میکنیم اونو میگه
راستی یلدا تو داستانت مشورت رو اشتباه نوشتی
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:57 ب.ظ
نگین یه غلطی که اینجا هست.
حرف رون نوشته ما تازه اوله جوونیمه
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:50 ب.ظ
اها پیدا کردم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:49 ب.ظ
راستش صورتی خودمم نمیدونم اپریل رو چه رنگی کنم؟؟
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:48 ب.ظ
نظره اخررررر
هوراااااااااا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:48 ب.ظ
رنگ اپریل تو داستان عشق و انتقام صورتیه تو جدول رنگ سمت راست از بلایی میشه دومی یا سومی
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:47 ب.ظ
3تااااااا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:47 ب.ظ
میگما رنگ اپریل چی باشه؟؟
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:47 ب.ظ
باشه بزن بریممممممم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:47 ب.ظ
7تاااااااااا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:47 ب.ظ
نه هم رنگ بندی میکنم هم نظر میدم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:46 ب.ظ
7تااااااااااا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:46 ب.ظ
8تاااااااااا
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:46 ب.ظ
اها پس داری رنگ بندی میکنی.
پس برو رنگ بندی بکن من نظرارو پر میکنم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:45 ب.ظ
بریم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:45 ب.ظ
یهووووووووووو
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:44 ب.ظ
نرفتم دارم داستانو رنگ بندی میکنم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:44 ب.ظ
بزن بریم
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:44 ب.ظ
نگین پس کجا رفتی؟؟
پنجشنبه 21 شهریور 1392 03:44 ب.ظ
1
2
3 .....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30