تبلیغات
لاک پشت های نینجا 2012 - :'-( خداحافظی تابستون :'-(
 
لاک پشت های نینجا 2012
cowabonga
درباره وبلاگ


سلام من نگینم 15 سالمه عاشق کارتونو و انیمیشن اگه خبر جدیدی از انیمیشنای جدید داشتین بهم بگین اینم از این اووووه تموم شد در ضمن زود زود سر بزنین هر روز یه اپ جدید می کنم لذت ببرین از وبم نظر بدین به دلم

مدیر وبلاگ : نگین :
نظرسنجی
از کدوم شخصیت لاک پشتی خوشتون میاد؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 

دریافت کد آپلود سنتر

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
ابزار پرش به بالا
یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : نگین :
نگین

یه تابستون دیگه و ورود به یه سال تحصیلی دیگه.
هممون یه سال بزرگتر شدیم ولی هنوز هم کنار همیم!!و امیدوارم برای همیشه باشیم!!
این تابستون بهترین تابستون عمرم بود که اینهمه دوست خوب پیدا کردم  و مخصوصا یه خواهر و یه برادر!!
یه عالمه تجربه یاد گرفتم و مثل تابستون های گذشته حوصله ام سر نرفت!!
از همتون به خاطر کمک هاتون و حمایتاتون ممنونم!!
شاید بگید ما فقط دوست مجازی بودیم ولی باور کنید بهترین دوستا برای هم بودیم!!حتی بهترین دوستا هم اینجوری از هم دیگه حمایت نمیکنن!!
از همتون به خاطر اینکه به وبم سر میزدین و نظر میدادید ممنونم این شما بودید که باعث شدید وب من جزو صفحه ی اول گوگل باشه!!تو باشگاه نویسندگان بتونم عضو بشم واقعا همشو به شماها مدیونم!!
خب واقعا سخته جدایی ولی تا تابستون بعد و کلی برنامه و مطلب جدید تر خداحافظی میکنم!!
البته اخر هفته ها هستیم منظورم هر سه تامونه!! 





  یلدا

من خیلی از اتفاقات گذشتم که فکر میکردم جز بدی چیزی نداذه متشکرم.خب بزارید ماجرارو از اول بگم:اگه من اول تابستون برای رفتن به کلاس زبان زمین نمیخوردم و تی پادم نمیشکست هرگز به تعمیر گاه نمیرفت.همین باعث شد من کی بورد فارسی بزارم روش چون قبلا نداشت.شبا همش با تی پادم مشقول بودم ولی اون موقع که تو تعمیر بود تا صبح نخوابیدم چون حوصلم سر رفت.همین باعث شد من با اینترنت گوشیم به سایت فارسیه لاکپشتا بیام.وب های زیادی بازم کردم که یکیش این وب بود.من عاشق داستان این وب بودم مطالبش برام خیلی جالب بود لعد از خوندن داستان عشق و انتقام دلم می خواست زودتر بفهمم اخرش چی میشه اون موقع اصلا فکر نمیکردم روزی خودم نویسندش بشم  خیلی مدیون اون اتفاقم چون یه اتفاق کوچیک تغییری بزرگ در تابستونم و زندگیم داد . هرچند که مشکلاتیم داشت ولی بازم ارزش داشت.

خیلی خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم همین طور یه خواهر و برادر
من از همه ی دوستانی که با نظراشون  این وبو همراهی میکرن وافعا تشکر اساسی میکنم. 
تجربیات و درس هایی که این 3 ماه یادگرفتم به اندازه 3 سال تجربه بود. واقعا این تابستون برام بهترین بود 
درسته ما اینجا دوست های مجازی هستیم ولی واقعا مثل دوست های واقعی در ذهن همدیگه هستیم.
خیلی دلم براتون تنگ میشه تا تابستون بعدی با همتون خداحافظی میکنم.
حتما تابستون دیگه بیاید چون کلیییییییییی برنامه و مطلب داریم براتون.
                                      این وبو فراموش نکنیداااااا
                                        واقعا جدایی سخته خیلی   برای تک تکتون ارزوی موفقیت میکنم و امیدوارم تو درساتون موفق بشید و سالی خوبیو پشت سر بزارید.حتما تو تعطیلت عیدم بیاید چون قبل از عید یه روز ویژه داریم که فعلا نمیگیم همتونو دوست دارم و فراموشتون نمیکنم.  خداحافظ دوستای گلم  به امید دیدار



آریا 
خوب بچه ها تابستون تموم شد و در کمال تاسف باید بهش بگیم : بای تا 9 ماه دیگه  

تو این مدت که گذشت تجربه های زیادی کسب کردم . خیلی زیاد ! افراد رو بیشتر شناختم و تونستم با افرادی کار کنم که طرز تفکر های جالبی داشتن . من خودم به شخصه آخر هفته ها کم تر هستم در عوض یه روز در میون عصر ها ممکنه می گم ممکنه باشم . چون عصر ها بعد مدرسه به تفریح نیاز دارم و چه تفریحی بهتر از بودن تو جمع شما ! 

البته یه نیم ساعتی بیشتر نیستم . باید به درس هام برسم !! البته اون نیم ساعتی که میام شرط می بندم کسی نیست ! پس تو جمع شما نمیام کم میام ! عوضش پست زیاد می  ذارم لذت ببرین . 

ایشالله زمستون فصل دو لاک پشت ها میاد ! و فکر کنم اون موقع اون قدر بتونم پست بذارم که راضی باشین !  

خانم یلدا از این که چی شد اومدن این جا گفتن پس بذارید من هم بگم ! 

من هم خودتون که می دونید ! برای قسمت 22 لاک پشت ها یه هفته ای گذشت و دیدم کسی براش زیر نویس درست نکرد ! من هم دست به کار شدم 7 ساعت و خورده ای نشستم فقط زیر نویس درست کردم . اونم تو شب امتحان زبان ترم 2 !!! خوب آخه همش رو بلد بودم امتحانم هم 20 شد . 

خلاصه 7 ساعت  و خورده ای وقت گذاشتیم برای این زیر نویس . اما دانلود ها زیر نویس من رو پخش نکرد و دو هفته بعد خودش یه زیر نویس درست کرد که از مال من خیلی ضعیف تر بود . من هم نمی خواستم هفت ساعت وقتی که گذاشتم هدر بره ! پس تو وب ها و سایت های مختلف رفتم   و گفتم زیر نویس من رو پخش کنید .  و اولین کسی که جواب داد همینجا بود . پس این جا زیاد سر زدم  تا ببینم کسی در مورد زیر نویس چیزی می گه یا نه . که ماشالله متوجه شدم حتی یه نفر هم از این وب ریز نویس من رو ندیده !!!

  مهم نبود ولی همون کاری که دانلود ها با من کرد  و به من قول داد زیرنویسم رو می ذاره و بعدش نگذاشت باعث شد من این جا رو پیدا کنم .  واین جا هم یواش یواش آشنا شدم با همه ! دوست های خوبی بودین ! 

یادش بخیر ! اون اولا که نمی خواستم لو بره پسر هستم چه قدر سر این دعوا بود ...... یکی هم که تا فهمید من پسرم ..... هیچی ولش کنید ارزش حرف زدن نداره . 
 
یادتون میاد چه دعوا ها که کردیم ؟ چه قدر خوش گذشت ؟ امیدوارم همه شکر گذار باشیم برای هر چیزی که داشتیم و داریم .
 موفق باشید . 








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 14 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
Can I just say what a relief to find someone who really
knows what they are discussing online. You actually understand
how to bring a problem to light and make it important.

More and more people should read this and understand this side of the story.
I was surprised you aren't more popular because you certainly possess the
gift.
دوشنبه 9 مرداد 1396 12:23 ب.ظ
Thanks very nice blog!
یکشنبه 11 تیر 1396 01:18 ق.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice even as you
amend your website, how could i subscribe for a weblog website?

The account aided me a appropriate deal. I were a little bit acquainted of this
your broadcast offered bright clear concept
یکشنبه 11 تیر 1396 01:15 ق.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice even as you
amend your website, how could i subscribe for a weblog website?

The account aided me a appropriate deal. I were a little bit acquainted of this
your broadcast offered bright clear concept
چهارشنبه 3 مهر 1392 02:47 ب.ظ
واقعا این تابستون بهترین تا بستون عمر منم بوده که با شما اشنا شدم و دوتا خواهر پیدا کردم!واقعا هم حق با توئه
چهارشنبه 3 مهر 1392 02:01 ب.ظ
اه آخه چراتابستون جونم تموم شدددددددد
دوشنبه 1 مهر 1392 05:56 ب.ظ
اجی نگین هستی؟
دوشنبه 1 مهر 1392 05:23 ب.ظ
ببخشید
دوشنبه 1 مهر 1392 05:22 ب.ظ
کسی نیست؟؟؟؟
دوشنبه 1 مهر 1392 05:22 ب.ظ
بچه ها یعنی همهتون دارید تا9ماه دیگه میرید؟یعنی اینقدر درس دارید؟حتی پنجشنبه و جمعه ها هم که تعطیله نمی تونید بیاد؟
دوشنبه 1 مهر 1392 04:22 ب.ظ
امروز باید درس بخونید؟
دوشنبه 1 مهر 1392 04:21 ب.ظ
فکر کنم رفتید.منم میرم خداحافظ.
آریا : آره دقیقا می خواستم خداحافظی کنم . خداحافظ شما .
دوشنبه 1 مهر 1392 04:20 ب.ظ
من زنگ اول زیست داشتم بعد شیمی بعد عربی بعد ادبیات
زنگ آخر دیگه داشتم دیوونه می شدم.
آریا : ما شنبه ها ریاضی زنگ اول . دوم فیزیک . سوم دوباره ریاضی !! و چهارم هم زبان فارسی .
دوشنبه 1 مهر 1392 04:18 ب.ظ
منم شیمی داشتم.
واقعاً؟
آریا : آره واقعا ! می تونید دانلود کنید !
این خطاب به همه است :
من معمولا روز ها ساعت 3 و ربع میرسم خونه تا 4 ناهار می خورم چار تا چار و بیست یا نیم پشت نتم . اگه آخر شب درس هام تموم شد میام پست می ذارم .
دوشنبه 1 مهر 1392 04:16 ب.ظ
نه کاری ندارم.
امروز خیلی روز جالبی بود.
آریا : برای چی ؟ من امروز شیمی داشتم کتاب شیمی اول خود آواتار بود !!! آب باد خاک آتش اسمک 4 فصل کل کتابه !!
دوشنبه 1 مهر 1392 04:14 ب.ظ
سلام
نگین : چیه ؟ من تا چهار و بیست می خوام برم ! کاری دارین بگین .
دوشنبه 1 مهر 1392 04:11 ب.ظ
میگم هستین؟کسی نیست؟
آریا : سلام من تازه اومدم و زود هم میرم .
دوشنبه 1 مهر 1392 03:06 ب.ظ
هوراااااااااااااااااا ساعت مدرسه تموم شد
دوشنبه 1 مهر 1392 02:58 ب.ظ
هعی
دوشنبه 1 مهر 1392 02:47 ب.ظ
کسی هست
دوشنبه 1 مهر 1392 02:45 ب.ظ
باسلام مدرسه باز شد یوووووووهووووووووووووووووووو
دوشنبه 1 مهر 1392 01:48 ب.ظ
سلام نتونستم بیام ولی پیش اون شقایق رفتم همش میگه نه

ایش ایش

من دیگه کم تر میام
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:35 ب.ظ
ولی من هستم.تا اخرین لحظات پا نت هستم
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:31 ب.ظ
باشه خداحافظ.
بعد شام نیستید؟
آریا : احتمال 40 درصد .
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:28 ب.ظ
عنکبوت دیگه سیر شد
آریا : ههه من برم شام خداحافظ
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:28 ب.ظ
رفتید؟
آریا : یواش یواش
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:27 ب.ظ
من نمیدونم ممکنه عصرم یکی از روزا بیام
البته اینا همش خط و نشون های اول ساله بعدش تغییر میکنه
آریا : درسته خیلی شدید موافق م و.
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:25 ب.ظ
ای خدا از دست نت:|
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:14 ب.ظ
من فقط پنج شنبعه و جمعه میام چون تعطیل نیستم پنج شنبه و همش هم صبح هستم.مامانم اینقدر بابت صبح بودنم خوشحاله که من نیستم:|
آریا : من عصر ها میام . پیج شنبه جمعه نمیام !! پس خیلی کم هم دیگه رو می بینیم .
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:13 ب.ظ
پس من میشم عنکبوت
آریا : باشه !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30