تبلیغات
لاک پشت های نینجا 2012 - داستان زندگی من(قسمت بیستم)
 
لاک پشت های نینجا 2012
cowabonga
درباره وبلاگ


سلام من نگینم 15 سالمه عاشق کارتونو و انیمیشن اگه خبر جدیدی از انیمیشنای جدید داشتین بهم بگین اینم از این اووووه تموم شد در ضمن زود زود سر بزنین هر روز یه اپ جدید می کنم لذت ببرین از وبم نظر بدین به دلم

مدیر وبلاگ : نگین :
نظرسنجی
از کدوم شخصیت لاک پشتی خوشتون میاد؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 

دریافت کد آپلود سنتر

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
ابزار پرش به بالا
چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: نویسنده : نگین :
خب اینم از قسمت بعدی میدونم خیلی از نوشتن قبلی گذشته ولی خب دیگه اینم از قسمت جدید!



ای خدا حوصله ام سر رفته!!چیکار کنم؟؟؟لئو که خودشو انداخته تو انباری زندانی کرده!نمیخوام مزاحمش بشم نیاز داره یه کم تنها باشه!!مایکی هم که رفته تو جنگل پلاسه!!سوکی داره به ناخناش لاک میزنه!!دانی هم که داره تحقیق میکنه استادم طبق معمول درحال تمرکزه!!راف هم تو خونه است هنوزم باهام حرف نمیزنه نمیدونم چرا؟؟؟بیخیال!!!کیسی و اپریلم دارن با هم دعوا میکنن!!پس من چیکار کنم؟؟چه خاکی تو سرم بریزم؟؟
هییییییی روزگار!!!هیییییی تنهایی!هیییییییی بیکاری !!!هییییییییی بی کسی!!
خوابمم نمیاد!!از بس خوابیدم فک نکنم تا یه مدت دلم خواب بخواد!!بهتره پاشم برم تو جنگل یه دوری بزنم!!
همینکه خواستم پاشم و از پشت بوم خونه بیام پایین یه ماشین بزرگ اومد توی حیاط مزرعه و از توش یه مرد قوی هیکل پیاده شد!!واااااااااااو بازوها رو برم من!!چه هیکلی داره واسه خودش این مرد!!!اگه انسان بودم باهاش ازدواج میکردم!!جوووووووووووون بازوها رو برم من!کاش میشد برم یه دستی به عضله هاش بکشم!!
من چه قدر هیز شدم!!

کیسی داشت باهاش حرف میزد میخواستم صدای عشق جدیدمو بشنوم!!پریدم پایین و از پشت بوم اومدم پایین!!! رفتم نزدیک تر و از کنار دیوار سرمو دراز کردم و نگاهش کردم واااااااااااااااای بازوهاش منو کشته!بزار شبیه انسان بشم برم جلو باهاش حال واحوال کنم شاید چشمش منو گرفت!!
سریع تبدیل به انسان شدم و رفتم جلو!!درست مث مانکنا پاهامو اینور اونور برمیداشتم!!نگاه همشون سمت من اومد!!چشمای کیسی و اپریل رفته بود رو کلشون!!خوب حقم داشتن اولین بار بود یه دختر غریبه رو تو خونشون میدیدن!اون مرد خوشگله هم فقط عادی نگام میکرد!!!
رفتم جلوترو وایسادم کنار اپریل و کیسی و گفتم:
-سلام من رز هستم یکی از دوستای اپریل مشکلی پیش اومده؟؟

ولی همین که جوابمو داد وا رفتم!!
- من شکارچی هیولا هستم برای شکار هیولایی که گفته شده این اطراف دیده شده اومدم!
بقیه حرفاشو نشنیدم!!یعنی بادم مث باد لاستیک فسسسسسسسسسسسسسسسسس خالی شد!!اینکه اینکه................!!
اینکه یه زنههههههههههههههههههه!!خدایا این چه عذابیه قسمت من میکنی؟؟؟چرا باید همش شکست عشقی بخورم؟؟این یکی هم زن از اب دراومد!
دکتره یه کم حرف زدو جو زده شد ولی من همچنان در فکر عشق شکست خورده و قلب ترک خورده ام بود!اخه چرا من باید اینجوری بشم؟؟؟
خیله خب دیه مظلوم نمایی بسه من میرم تو جنگل!!به ما خوشی نیومده!!
دکتر خائن و مرد نما رفت!!منم پریدم تو جنگل!!

هییییییییییی خدایا تنهای تنها میان این جنگل برفی چی کار کنم من؟؟؟؟


کاش یه اتفاق جالبی میفتاد!!!

وایسادم رو یه قسمت از زمین که و محکم پاهامو فشار دادم رو زمین!دستامو از هم باز کردم و چشامو بستم و سرمو بلند کردم و یه نفس عمیق کشیدم یهو متوجه شدم یه چیزی زیر پام وول میخوره گفتم شاید جونوری باشه اگه بترسونمش گازم بگیره بخاطر همین خیلی اروم چشامو باز کردم و سرمو خم کردم تا ببینم چیه که متوجه شدم زیر پام جایی که برف بود برفا اب شدن و چمنا یه کم بلند شدن و یه شاخه گل کوچیک هم رو زمین پیدا شد!!!انگار که زیر پام علف سبز شده باشه!!!!!مگه من چند وقته اینجام؟؟؟؟؟به جان خودم زیاد اینجا نبودم دو مین هم نشد!!!پس چجوری زیر پام علف و گل سبز شد؟؟؟؟یا ابر فرض!!!پامو ورداشتم گذاشتم اونورتر!دوباره زیر پام علف سبز شد!!
بابا این علفا مشکل دارن من اصلا خیلی وقت نیست اینجام!!ای خداااااااااااا بابا تازه اومدم به جان خودم چرا زود سبز میشین یکی ببینه فک کنه 10 قرنه وایسادم اینجا؟؟؟؟
دیدم هرجا میرم پشت سرم علفا سبز میشن!!!!! پریدم هوا و شاخه درخت رو گرفتم تا پاهام رو زمین نباشه!!
اینبار درخته یهو شاخ  و برگ داد..........استغفرالناس این دیگه چه وضعشه؟؟؟؟جنگل بخدا مشکل داره!!به این درختا کود چی دادن؟؟؟؟؟؟توبه توبه الغوث الغوث!!
یه دفعه یادم افتاد ا من هنوز ادمم!!سریع تغییر شکل دادم و لاک پشت شدم!!دیدم دیگه از روییدن شاخ و برگ خبری نیستش!!پامو گذاشتم تو یه قسمت برفی دیگه علف سبزنشد!!استغفرالناس این چه وضعشه؟؟؟؟
صب کن ببینم...................


نکنه به خاطر قدرتامه؟؟؟؟نکنه باعثش قدرتمه؟؟؟؟
تو دستم با استفاده قدرتم یه گلوله از جادوم ساختم و پرت کردم یه کم دورتر!!!دقیقا تو جایی که فرود اومد علف و اینا سبز شد!!پس دلیلش قدرتمه و چون با استفاده از قدرتم انسان بودم پس اینجوری شده ......صب کن بییییییییییییییینممممممممممممممم.......................
وای خدا از اونجا من ادم بودم یعنی پشت سرم یه راهنما گذاشتم که منو پیدا کنن؟؟؟؟

یه نگاه به راهیی که ازش اومده بودم کردم دیدم بعلههههههههههه یه خط پر از علف رو زمینه
!!اونم وسط زمستون!!بدجوریم اون ردی که گذاشتم چشمک میزنه بیا منو دنبال کن
الان چه نوع خاکی تو سرم بریزم اخه؟؟؟؟
رس؟؟ماسه؟؟؟شن؟؟؟کلوخه؟؟؟؟
فهمیدم!!
سریع با برفایی که رو زمین بود جاهایی رو که علف سبز شده بود پوشوندم تا دیده نشن با همه جا اینکارو کردم ادامه دادم تا اینکه رسیدم به خونه!!کم کم نزدیکای بعد از ظهر شده بودش کارم زیاد طول کشید!!

همین که رسیدم نزدیک خونه و کارم تموم شد دراز کش شدم رو برفا .........وااااااااای مردم!!
دیدم بچه ها جلوی در خونه جمع شدن و حرف میزنن کیسی هم با یه لباس عجیب غریب پیششونه وا اینجا چه خبره؟؟؟
فقط نصف روز نبودما!!
رفتم جلو و خواستم بپرسم چه خبره اینجا

_ بچه .......
یهو راف الاخ مثل خروس بی محل پرید وسط حرف زدنم و گفت
_ همگی بیاین اینطرف میخوام یه چیزی نشونتون بدم
قیافه من :|
تو روحت راف ! :|
رفتیم اونطرف سمت انبار  مزرعه و یکهو درها گشوده شدند و لئو واردندی گردیدندی یعنی خارج گردندی از انبار خارج شدش دیگه
وا لئو سالمههههههههههههههههههه دستش که شکسته بود باندش وا شده شمشیراشم خودش ساخته _لئوووووووووووووووووووو
یهو لئو نگام کرد گفت
_ نمیای بغلم کنی؟؟؟
منم که از خدا خواسته دویدم طرفش محکم منو گرفت بغلم کرد و گفت
_ دلم واست تنگ شده بودش خوشگل خانم
منو میگی دهن دومتر واشده بودش این لئوئههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاک تو سرم شدش :|
یه لحظه نگاه به چهره راف افتاد که اخم کرده بودش باز این چرا اینجوری شدش؟؟؟ :|
_ برمیگردیم تا خونمونو پس بگیریم
_ ارهههه(همگی با هم)
خوشحالم که دوباره دور هم جمع شدیم


برا این داستان باید از یکی دیگه متشکر باشین که اسم نمیبرم چون باعث شد من وقتم خالی بشه تا بتونم اینو بنویسم
خب تا داستان بعدی 500 تا نظر یا بیشتر و 25 تا هم لایک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 17 مرداد 1396 04:14 ق.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to help with Search Engine Optimization? I'm trying to get my
blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Thank you!
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:57 ق.ظ
You need to take part in a contest for one of the best
websites on the web. I am going to recommend this website!
شنبه 14 مرداد 1396 08:46 ب.ظ
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each
time a comment is added I get three emails with the same comment.
Is there any way you can remove people from that service?
Bless you!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:38 ق.ظ
Just desire to say your article is as astonishing.
The clearness to your submit is simply great and that i could assume you're knowledgeable
on this subject. Fine with your permission allow me to snatch your feed to stay up to
date with imminent post. Thanks one million and please continue the gratifying work.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:16 ق.ظ
Hello there! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new updates.
شنبه 14 آذر 1394 11:47 ب.ظ
راف چه حسوده
جمعه 13 شهریور 1394 05:10 ق.ظ
ســــلام !
وبلاگتان زیباست!

ما برای کاربرانی که از آنتی ویروس نود 32 استفاده میکنند ، برنامه ای طراحی کردیم که بتوانند جدیدترین یوزرنیم و پسورد نود 32 را تنها با یک کلیک دریافت کنند.
این برنامه نیاز به نصب ندارد و حجم آن کمتر از 100 کیلوبایت میباشد و هیچگونه تبلیغات مزاحم به همراه خود ندارد!
با دانلود این برنامه از این پس تنها با یک کلیک و در کمتر از 3 ثانیه جدیدترین یوزر و پسورد آنتی ویروس خود را دریافت کنید.
این برنامه کاملا رایگان میباشد و دائما پشتیبانی و آپدیت میشود.
امکاناتی دیگر مانند مشاهده قیمت ارز و طلا و مشاهده جدول لیگ برتر و ... نیز به نرم افزار اضافه میشود.
برای دانلود به وبلاگ ما بیایید.
لطفا برای حمایت از ما ، وبلاگ ما را لینک کنید.
موفق باشید
شنبه 20 تیر 1394 06:30 ب.ظ
عالی
نگین : ممنون
پنجشنبه 18 تیر 1394 02:10 ب.ظ
خوب
پنجشنبه 18 تیر 1394 02:10 ب.ظ
خوب
سه شنبه 16 تیر 1394 09:26 ب.ظ
خیلی خوب بود
سه شنبه 16 تیر 1394 07:14 ب.ظ
عالی بود.
جمعه 12 تیر 1394 12:47 ب.ظ
ترو خدا ادامش بده
نگین : چشم
جمعه 12 تیر 1394 12:47 ب.ظ
وااااااااای عاااااالی بود افرین
پنجشنبه 4 تیر 1394 02:29 ب.ظ
عالیه
نگین : مودونم
شنبه 22 فروردین 1394 04:45 ب.ظ
سلام نگین.من عاشق لاکپشت های نینجا هستم خیلی مطالب قشنگ بود. دستت درد نکنه.
پنجشنبه 28 اسفند 1393 06:47 ب.ظ
عالیییییییی بود نگین.لطفا ادامه بده
چهارشنبه 6 اسفند 1393 10:13 ب.ظ
سلام من تازه وارد هستم دوست دارم با شما دوست بشم تازه اسمم پرنیان است من عاشق لئو هستم وب سایت شما جذاب ترین وبلاگه !
یکشنبه 19 بهمن 1393 03:13 ب.ظ
کیست آنلاین؟؟؟؟؟؟
دوشنبه 13 بهمن 1393 04:31 ب.ظ
هر کی آنلاینه خودش به زبون خوش بگه
سه شنبه 7 بهمن 1393 04:54 ب.ظ
باور کن تو امتحانات ترم اینقدر نخونده بودم
سه شنبه 7 بهمن 1393 02:16 ب.ظ
هی حداقل این داستانو هستن و ما میتونیم بخونیم. اما این قدر که خوندم حفظ شدم تو رو نمیدونم؟
یکشنبه 5 بهمن 1393 09:04 ب.ظ
دارم باز داستان عشق و انتقامو میخونم
یکشنبه 5 بهمن 1393 07:10 ب.ظ
واقعا؟ چقدر زود ما حدودا 12 روز دیگه میگیریم.
شنبه 4 بهمن 1393 10:23 ب.ظ
کارناممو فردا میگیرم
شنبه 4 بهمن 1393 08:06 ب.ظ
با درسهای شیرین مدرسه چه میکنی ؟
جمعه 3 بهمن 1393 01:39 ب.ظ
چی بگم والا
سه شنبه 30 دی 1393 05:07 ب.ظ
اوه! این چند وقته نبودم اینجا چه خبر شده؟؟ ماشاءالله بزنم به تخته!
سه شنبه 30 دی 1393 03:02 ب.ظ
بچه ها میخوام از همتون تشکر کنم
بخاطر همام ساعاتی که منو همراهی کردین
و راه درست زندگی رو بهم یاد دادین
برای همتون ارزوی موفقیت میکنم در تک تک لحظات زندگیتون
امیدوارم منو فراموش نکنید
خدانگهدار برای همیشه.
یکشنبه 28 دی 1393 03:53 ب.ظ
دریا صلوات بدم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30